♚سَـــلامَـتــی♚ ⇦لَـبخــツـندی⇨ کـه←← ‡
بِـهِـت کُـمَــک مـیـکُنه‡ ↓↑ بــه هَــمــه↓↑
✘تـــوضیـح نَــدی✘ ⇦داغــ↭ــونــی
نظرات شما عزیزان:
یه دختر پاییزی 
ساعت14:28---29 فروردين 1394
صبح رفتم واسه صبحانه پنیر بگیرم ...
به فروشنده میگم اندازه 2 هزار تومن پنیر می خوام
یه تیکه کوچولو گذاشت رو ترازو، گذاشتم دهنم ،
گفتم بدک نیستش از همین بدین
برگشته میگه : همین بود دیگه خوردیش
خدا این ارزونی رو از ما نگیر!